این هوای اروپا خیلی مشکوک می زنه یعنی گرمای جهانی فقط اینجا نزول کرده ؟ عجالتا که روزا یه تی شرت ساده آستین دار کفایت می کنه اونم توی جایی نزدیک آلپ !چند روزه که دلم بد جور هوس یه غذای پر از ادویه کرده که خودم هم درآشپزیش هیچ نقشی نداشته باشم ، بتونم بوی غذا رو ازخودش احساس کنم ، نمی دونم یه چیزی تو مایه های غذای هندی با بوی تخم گشنیز وکاری که خیلی هم تیز نباشه .
❊
واما از پسرکم بگم که امروز بعد از کلی شنیدن صداهای نامفهوم و خش داری که از خودش در می آورد و بیشتر شبیه صاف کردن صدا بود خیلی اتفاقی کلمه « ماما دادا»از دهنش خارج شد واز اونجا که ماهم مثل پدرمادرهای دیگه که از رشد زود به هنگام بچه هاشون کیف می کنن ، نیشمون تا بنا گوش واز شدو ذوق زده شدیم ، ولی این «دادا» که تا شب ، دوسه باری هم تکرارش کرد چه صیغه ایه رو نفهمیدم راستش !
تازگیها وقتی سرش رو آروم و به حالت تسلیم روی شونه هام می ذاره احساس قشنگی دارم یه جور حس پناه گرفتن یا پناه دادن ، انگار دنیا رو بهم دادن ، دوست دارم همونطوری بمونه و شونه هام از حرارت نفساش ، گرم بمونن
یه چند تا عکس هم از ورزش شنای ارشیا می ذارم که به پهلو می چرخه و مدتها همین شکلی می مونه
پ ن :ودر همین جا با پدر ومادر آرین ،فرشته زیبا و کوچکی که معصومانه به آسمون پرکشید و لحظات پر درد و اندوهی را در باور نبودنش برای همه ما بر جا گذاشت ، صمیمانه احساس همدردی می کنم
No comments:
Post a Comment