
بار دوم یا سوم بود که ارشیا را به این کلینیک نزدیک خونه مون بردم ، از اونجایی که همون روز برای ساعت ۱۱ وقت پزشک کودک گرفته بودم ، با عجله کارامو ردیف کردم و تونستم ارشیا را فقط یه حموم سریع ببرم و بعد راه افتادم به سمت کلینیک ،تازه بین راه بود که یادم اومد ، ساعت ۱۱ تقریبا وقت شیر خوردن ارشیا ست و می دونستم که این بچه فسقلی آسمونو زمین می آره ، خلاصه به امید اینکه زود کارم تموم بشه رفتیم و به موقع وارد اتاق شدیم و دکتر با حوصله شروع به معاینه وچک کردن و این حرفاکرد که دیگه اون وسطا طاقت تحمل گرسنگیش تموم شد و جیغ وگریه ش اتاق رو برداشت ، از اون طرف هم ، دکتر با تماس با آزمایشگاه باید منتظر فاکس نتیجه یه آزمایش می موند ، خلاصه من دستپاچه منتظر بودم دکتره بگه خانم اول بچه تو سیر می کردی بعد می اوردیش یا بهم غر بزنه و با بی دقتی کارشو انجام بده ، ولی دیدم با آرامش تموم کارشو انجام داد و خیلی راحت برای اینکه خیلی معطل نشم و بچه هم اذیت نشه ، ما را به سمت یه راهرویی هدایت کرد و بعد دریه اتاق خیلی تمیز با یه تخت و چند تا صندلی و وسایل تعویض بچه را باز کرد وگفت شما اینجا می تونید با آرامش به بچه تون شیر بدید ومن منتظرتون می مونم ، واقعا چه راه حل به جایی بود ، با خودم فکر کردم نسبت به پیش زمینه های رفتاری که ما با خودمون از ایران اوردیم ،و ذهنیتمونو شکل داده ، ،چقدر مسائل راحت تر از اون چیزی که فکر می کنی حل می شه خوشبختانه این امکان در بیشتر مکانهای عمومی فرانسه هم برای بچه تعریف شده ، در کنار سرویس های عمومی ، عمدتا فضاهای خاصی برای تعویض وشیر دادن به بچه با وسایل لازم وجود داره وکار آدمو حسابی جایی که گیر کردی راه می اندازه، اینطوری نه مادر معذب می شه نه بچه که معمولا با اولین احساس نیاز دادوهوارش بلند می شه،بچه شکموی من که تازگی ها از شدت گرسنگی دستشو تا مچ توی دهنش می بره!! که اینطوریه ، شما را نمی دونم



